بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
865
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
كه از سر هدم بنيان كعبه بگذرم بيقين ميگذشتم عبد المطلب گفت هر چيزى را ربّى است كه تربيت آن وابسته به اوست من رب شتران و اسبان خود بودم بنا برين از تو طلب رد آنها كردم و رب كعبه پروردگار عالميانست او خواهد كفايت شر تو از آن نمود سؤال من در آن باب فضوليست پادشاه حبشه حكم بردّ خيل اسبان يا گلهء شتران عبد المطلب نموده و عبد المطلب چون از خانهء حبشيان برآمد گذار او بر فيل محمود افتاد گفت اى محمود هيچ ميدانى كه تو را بچه كار اينجا آوردهاند ؟ فيل محمود اشارت كرد كه نميدانم عبد المطلب گفت تو را آوردهاند كه خانهء خداى تعالى را ويران كنى اين كار از تو صادر خواهد شد ؟ محمود اشارت كرد كه هرگز اين كار نكنم پس عبد المطلب بخانهء خود رفت و چون روز ديگر خواستند كه محمود را به طرف حرم برند و داخل حرم كنند ممانعت نمود هر چند فيلبان كجك بر سر آن زد اصلا قدم برنداشت و در حين برگشتن بسرعت تمام ميرفت على بن ابراهيم روايت كرده از نرفتن فيل محمود به طرف كعبه سپاه حبشه آن را بضرب تيغ و تير پاره پاره كردند و بعد ازين حق تعالى ابابيل را مانند سيل بر لشكر حبشه گماشت در مناقير آنها سنگى مانند عدسه بود و در بعضى احاديثست كه هر مرغى سه سنگ همراه داشت يكى در منقار و دو در پنجهء خود و در برابر سر هر حبشى كه مىآمدند چنان سنگى بر سر او ميزدند كه از دبر او بيرون ميآمد و بدين وجه همه را هلاك كردند و هيچ احدى از ايشان نتوانست كه از آن معركه جان بسلامت برد مگر يك كس كه آن نيز بعد از گريختن به سنگ ابابيل هلاك گرديد و حق سبحانه و تعالى ازين مقدمات خبر ميدهد كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ آيا نديدى تو كه چگونه كرد پروردگار تو بياران فيل يعنى بسلطان حبشه و عسكر او گويند كه اين خطاب بر پيغمبر است صلوات اللَّه عليه و آله و هر چند آن جناب مقدمهء اصحاب فيل را برأى العين مشاهده نكردهاند اما چون بتواتر اخبار آنها را شنيده